میزار حبیب الله عسکری اشتهاردی
ولادت و تحصیل
میرزا حبیب الله در سال 1310ه. ق(1) (مطابق با حدود سال 1269ه. ش) در یک خانواده متوسط مذهبی و کشاورز، ساکن محله خیابان بزرگ اشتهارد - که از بستگان خاندان بهرامی بودند. - چشم به جهان گشود. پدرش غلامحسین و مادرش گوهر خانم، با دیدن چهره مولود خویش خشنود شدند و نام او را «حبیب الله» نهادند، گویی بع آنها الهام شده بود که چنین نامی را برای او برگزینند؛ چه به براستی بعدها معلوم شد که او از نظر علم و عمل، حبیب (دوست) خدا و فرزانهای از تبار دوستان خدا است.
حبیب الله وقتی به سن تحصیل علم رسید، او را به مکتب خانه فرستادند و پس از دوره مکتب، دروس ابتدایی حوزوی را فرا گرفت. او در طول حدود دو، سه سال دوره مقدمات را نزد مرحوم حاج ملا محمد حسین، معروف به آخوند بزرگ، آموخت. پدر و برادرانش با توجه به استعداد، حافظه و علاقه او به ادامه تحصیل، دریافتند که زمینههای ترقّی در روح و روان حببب الله فراهم است، و اگر به حوزههای علمیّه هجرت کند، به لطف خدا در دست یابی به مدارج عالی علمی، توفیق خواهد یافت.
عزیمت به نجف اشرف
علاقه آقا حبیب الله به ادامه تحصیلات حوزوی، تشویق پدر و برادرها به ادامه تحصیل او و فراهم شدن اسباب توفیق و سعادت، باعث شد که ایشان در جوانی، همراه یکی از هم مباحثه هایش به نام عبدالله - که از اهالی اشتهارد بود. - کمر همت ببندد و به سوی نجف اشرف رهسپار شود. متأسفانه! همدرس و همسفرش، عبدالله پس از چندی در نجف اشرف از دنیا رفت و در همان جا به خاک سپرده شد.
میرزا حبیب الله در حوزه مقدس نجف با علاقه فراوان نزد اساتید بزرگ به تحصیل دروس سطح و خارج مشغول شد. ورود وی به نجف اشرف در حدود سال 1325هجری قمری بود و در آن وقت مراجع بزرگی همچون: آیت الله العظمی ملا محمد کاظم خراسانی، صاحب کفایة الاصول (وفات یافته سال 1329ه. ق) و آیت الله العظمی سید محمد کاظم یزدی، صاحب عروة الوثقی (وفات یافته سال 1337ه .ق) از زعما و اساتید برجسته و فرزانه حوزه علمیه نجف اشرف بودند.
میرزا حبیب الله تا سال 1340ه. ق (حدود پانزده سال) در آنجا به تحصیل دروس سطح و خارج حوزوی ادامه داد.
علامه حاج آقا بزرگ تهرانی مینویسد:
«آقای آمیرزا حبیب الله مدرّس عسکری اشتهاردی، در سال 1340ه. ق، از نجف به سامرّا هجرت کرد و در نجف اشرف نزد اساتیدی چون: علامه شیخ اسماعیل محلاتی و بعضی از شاگردان آیت الله شیخ هادی تهرانی(2) تحصیل کرد.»(3)
استادان بزرگ
میرزا حبیب الله، از درس خارج فقه و اصول دو استاد بزرگ حوزه علمیه نجف اشرف: آیت الله العظمی سید ابوالحسن اصفهانی، مرجع بزرگ تقلید (وفات یافته سال 1365ه. ق) و آیت الله شیخ الشریعه اصفهانی (وفات یافته سال 1339ه. ق) بهره فراوانی برد. آیت الله سید عباس کاشانی یکی از شاگردان آقا میرزا حبیب الله میفرمود:
«مرحوم آیت الله میرزا حبیب الله اشتهاردی(ره) از محضر درس خارج آیت الله العظمی سید ابوالحسن اصفهانی استفاده کرد. بخش مهمی از تقریرات درس ایشان را نوشت و از شاگردان برجسته و متشکل درس آیت الله اصفهانی بود. آیت الله اصفهانی عنایت خاصی به آقا میرزا حبیب الله اشتهاردی داشت. هر وقت به سامرّا میآمد، او را مورد توجه مخصوص خود قرار میداد، به طوری که برای همه آشکار بود که آقا میرزا حبیب الله از شاگردان برجسته و بسیار نزدیک آیت الله العظمی سید ابوالحسن اصفهانی(ره) است.»
آیت الله سید اسماعیل مرعشی (ساکن تهران) از دیگر شاگردان آیت الله آقا میرزا حبیب الله اشتهاردی در شهر سامرّا، میفرمود:
«به درس سطح عالی آقا میرزا حبیب الله اشتهاردی میرفتم، روزی در درس اصول، در بحث الفاظ سخن از «معنی حرفی» به میان آمد که چندان ثمره فقهی نداشت. ایشان فرمودند: استاد ما شریعت اصفهانی وقتی که درباره معنی حرفی - که یک بحث کم فایده است. - بحث میکرد، فرمود: «خارجیها هواپیما ساختهاند و اکنون (در جنگ جهانی اول) عراق را بمب باران میکنند و ما در این جا میخواهیم چند روز درباره معنی حرفی، به بحث کم فایده بپردازیم و چند روز وقت خود را در این مورد بگذرانیم و شب سرمان را روی متّکا نهاده و با این فکر میخوابیم!»(4) منظورش این بود که نباید وقت عزیز را در امور غیر لازم گذراند...»
اجتهاد و کمالات علمی
فرزند میرزا حبیب الله اشتهاردی، میرزا علی عسکری میگفت:
«چهار نفر از علما و مراجع نجف اشرف، به آقا میرزا حبیب الله اجازه اجتهاد دادند و یکی از آنها، آن اجازه اجتهادی است که آیت الله العظمی سید ابوالحسن اصفهانی(ره) به میرزا حبیب الله در سنّ جوانی داده است.»(5)
وی در آغاز اجازه اجتهاد، آیت الله اشتهاردی را به عنوان «عَلَمُ الأعلام، عُمدة العلماء الِظام، مَصْباحُ الظّلام» یاد میکند و گواهی میدهد که ایشان در نجف اشرف و سامرّا در کمال جدیت مشغول افادات علمی است.
هجرت میرزای بزرگ از نجف به سامرّا
شهر سامرّا از شهرهای عراق در 130کیلومتری شمال بغداد قرار دارد و مرقد مطهّر دو امام معصوم ما، حضرت امام هادی(ع)و حضرت امام حسن عسکری(ع)و مرقد حضرت حکیمه(س)دختر امام جواد(ع)امامزاده حسین(ع)فرزند امام هادی(ع) حضرت نرجس(س)مادر امام زمان(ع)در کنار مرقد آن دو بزرگوار، آثار خانه و سرداب امام هادی(ع)و امام حسن عسکری(ع)و حضرت قائم آل محمد(ع)نیز در آنجا است و غیبت صغری و کبرای امام زمان(ع)از سامرّا آغاز شد. این شهر مقدس مدتها، ناحیه مقدسه و مرکز نوّاب اربعه بود؛ بنابراین شهری است که از نظر تاریخی و حوادث، رابطه تنگاتنگ با شیعیان دوازده امامی دارد، و عظمت آن با اعتقادات شیعیان آمیخته شده است و قابل تفکیک نیست؛ ولی اکثر ساکنان آن از اهل تسنن بوده، از این رو حضور شیفتگان خاندان رسالت در آنجا کمرنگ و اندک بود، و لازم بود در آنجا حوزه علمیّه تأسیس گردد و در پرتو آن، رفت و آمد علما و شیعیان در آنجا بسیار شود. مرجع عالیقدر عصر، آیت الله العظمی سید محمد حسن شیرازی(ره) معروف به «میزای کوچک» که در نجف اشرف سکونت داشت، تصمیم گرفت با هجرت به سامرّا، به این مهم جامه عمل بپوشاند؛ لذا در ماه شعبان سال 1290ه. ق به آنجا هجرت کرد. اقامت میرزای بزرگ باعث شد شاگردان اصحاب، آشنایان و بسیاری در اوایل سال 1292ه. ق از نجف اشرف و سایر بلاد به سامرّا کوچ کنند، و به این ترتیب، این مکان مقدس با رفت و آمد بزرگان و شیعیان و زائران، رونق فراوانی یافت.(6)
تأسیس حوزه علمیه در سامرّا
میرزای بزرگ با همت و درایت عظیمی تصمیم گرفت که حوزه علمیه مهمی در سامرّا تأسیس کند. ورود علما، شاگردان، برجستگان و زائران به سامرّا، زمینه خوبی را برای این کار بزرگ فراهم ساخت. تأسیس چنین حوزهای، مرکز و پناهگاه عمیق و خوبی برای شیعیان به وجود میآورد، باعث عمران و آبادی شهر از جهالت معنوی و ظاهری میشد و آن شهر غریب را از غربت و انزوا بیرون میآورد. به دنبال این تصمیم، مدرسه علمیّه بزرگی - که حجرههای بسیار و ایوان عظیم و صحن بزرگ داشت. - ساخت. با پولی که مقلدین ایشان از اهالی هند به ایشان اهدا کردند، بازار بزرگی برای مردم احداث کرد و برای رفت و آمد آسان مردم، پل عظیمی بر روی رودخانه دجله با اتصال کشتیها - که در آن عصر مرسوم بود. - بنا کرد که هزینه پل در آن عصر بالغ بر هزار لیره عثمانی طلا شد. به علاوه دستور داد خانههای متعددی برای مجاوران و مسافران ساختند. کوتاه سخن آنکه: با درایت و روشن بینی و همّت میرزای بزرگ، کشمکشهای سنّی و شیعه و اختلافات قومی و تنشهای نگران کننده به انسجام و اتحاد تبدیل شد و اهل تسنّن نیز از حمایتهای معنوی و مادی آن مرد بزرگ برخوردار شدند.
اداره حوزه علمیّه سامرّا توسّط میرزای دوم
حوزه علمیّه سامرّا با ورود اساتید و شاگردان میرزای بزرگ و طلاب، روز به روز رونق تازهای مییافت، در این میان حضرت آیت الله العظمی شیخ محمد تقی شیرازی (معروف به میرزای دوم)(7) نیز به سامرّا هجرت نمود و پس از رحلت میرزای بزرگ در سال 1312ه .ق، اداره حوزه علمیه سامرا را به دست گرفت.(8)
هجرت آیت الله میرزا حبیب الله اشتهاردی از نجف به سامرّا
با رحلت میرزای بزرگ، بیم آن میرفت که حوزه علمیه سامرا از رونق بیفتد. آیت الله شیخ محمد تقی شیرازی برای حفظ رونق حوزه، از مدرسان عالی مقام حوزه علمیه نجف اشرف، دعوت کرد به سامرّا هجرت کنند، جمعی از اساتید به این دعوت لبّیک گفتند و هجرت کردند و پس از رحلت آیت الله شیخ محمد تقی شیرازی (در سال 1338ه. ق)، مرحوم آیت الله العظمی سید ابوالحسن اصفهانی(ره) که مرجع تقلید شیعیان شد، تأکید داشت که حوزه علمیّه سامرا همچنان رونق یابد، از این روی از اساتید برجسته، از جمله آیت الله میرزا حبیب الله اشتهاردی(ره) دعوت کرد تا به عنوان مدرّس سطوح عالی و درس خارج به سامرّا هجرت کنند(9) میرزا حبیب الله نیز به عنوان احساس وظیفه به سامرّا کوچ کرد. بنا به گفته آقا بزرگ تهرانی این هجرت در سال 1340ه. ق رخ داد.
به هر روی این هجرت نشان میدهد که آقا میرزا حبیب الله در آن عصر هم مدرّس سرشناس بود و هم برای رونق دادن به حوزه علمیّه سامرّا، میراث ارزشمند میرزای بزرگ(ره)، احساس وظیفه میکرد.
حوزه درس و شاگرد پروری او در سامرّا
آیت الله میرزا حبیب الله اندکی پس از ورود به سامرّا به عنوان یکی از مدرّسان عالی مقام حوزه سامرّا، شهرت یافت. او درس سطح عالی و خارج فقه و اصول را تدریس میکرد و بالغ بر سی سال در این حوزه در کنار مرقد دو امام بزرگوار، حضرت امام هادی(ع)و امام حسن عسکری(ع)به درس و بحث اشتغال داشت.
در سامرّا مدرّسان متعدّدی از جمله آیت الله حاج میرزا محمد تهرانی (پدر زند آقا میرزا حبیب الله) و علامه حاج آقا بزرگ تهرانی، صاحب کتاب الذّریعه و... حضور داشتند، ولی درس فقه و اصول آیت الله میرزا حبیب الله اشتهاردی(ره) نسبت به آنها ترجیح داشت. میرزا از هر دو استاد، اعلم بود و آنها بیشتر در علم رجال و درایه و حدیث، متبحر بودند.(10)
یک نمونه از شاگرد پروری او را میتوان در شیوه برخورد با یکی از شاگردانش به نام شیخ محمد مشهدی مشاهده کرد.
وی بسیار منظم، کوشا و مخلص بود و دوره کامل فقه را نزد میرزا حبیب الله(ره) خواند، لذا میرزا ارادت خاصی به این شاگرد داشت و هر وقت او را نمیدید، جویای حالش میشد، و در تربیت علمی وی سعی فراوان میکرد.
به راستی که او مشمول این حدیث شریف بود که معاویة بن عمّار میگوید: به امام صادق(ع)عرض کردم: «مردی از شما روایت بسیار نقل میکند و آن را نشر داده، در دلهای شیعیان (و شاگردان) استوار میسازد، ولی عابدی از شیعیان شما نیز وجود دارد که چنین نقشی در نشر علم ندارد؛ کدام یک بهترند؟» امام صادق(ع)فرمود: «الرّاوِیَةُ لِحَدیثِنا یُشَدِّدُ بِهِ قُلُوبَ شیعَتِنا اَفْضَلُ مِنْ اَلْفِ عابَدٍ»؛ «آن کس که احادیث ما را روایت کند و دلهای شیعیان ما را با آن احادیث استوار سازد، برتر از هزار عابد است.»(11)
شمّهای از کمالات علمی و معنوی
بعضی از شاگردان او مطالبی جالب از کمالات معنوی و علمی آقا میرزا حبیب الله عسکری اشتهاردی نقل کردهاند، که بعضی از آنها را ذکر میکنیم؛ یکی از شاگردان برجستهاش میگوید:
- 1یک روز از جلسه درس ایشان بیرون آمدیم، دیدیم یکی از شاگردان برجسته ایشان که نامش را فراموش کردهام، منقلب است و اشک در چشمانش حلقه زده، علت را پرسیدیم. گفت: «حیف این مدرّس عالی مقام!!» گفتیم: «چطور؟» گفت: «روزی در نجف اشرف در محضر حضرت آیت الله العظمی سید عبدالهادی شیرازی(12) بودم. از استاد آقا میرزا حبیب الله اشتهاردی یاد کرد و مقام علمی او را ستود و فرمود: «افسوس که او در نجف اشرف نیست که فضلای زیادی از محضر درسش بهرهمند شوند؛ در سامرّا است که طبعاً امکانات وسیع برای بهرهمندی شاگردان از محضر درسش فراهم نمیباشد، به اضافه زهد و وارستگی ای که از او سراغ دارم.»
به گفته یکی از افراد موثّق؛ خود آیت الله میرزا حبیب الله عسکری اشتهاردی(ره) هجرتش از نجف اشرف را به عنوان احساس وظیفه و اطاعت از دستور آیت الله العظمی سید ابوالحسن اصفهانی(ره) میدانست و میفرمود: «صرف نظر از وظیفه، از نظر علمی، عقب ماندم.» یعنی اگر در حوزه علمیه نجف اشرف میماندم، به خاطر فراهم شدن اسباب توفیق و پیشرفت علمی در آن جا به مدارج عالی میرسیدم.
- 2شیخ محمد عسکری مشهدی، شاگرد دیگر میرزا بود. روزی در پایان جلسه درس به استاد چنین عرض کرد: «بیشتر علما و فضلا از جمله آیت الله آقا میرزا محمود شیرازی (استاد بزرگ آن ایّام در سامرّا) شاگرد برجسته آیت الله میرزا محمد تقی شیرازی(ره)، قبول دارند که شما از نظر علمی کمتر از مراجع عصر نیستند، هم مجتهد و هم عادل هستید؛ چرا رساله نمیدهید، تا مردم از شما تقلید کنند؟!»
آیت الله میرزا حبیب الله اشتهاردی، دستی بر محاسنش کشید و گفت: «شیخنا! من گمان میکنم که شما یکی از شاگردانی هستید که به استادش محبت و حسن ظن دارد، چگونه مرا به امری دعوت میکنید که بار سنگینی است و من از تحمّل این مسئوولیت سنگین وحشت دارم؟! استدعا دارم دیگر این صحبت را تکرار نفرمایید، امید است پای من نلغزد و کارم به این جا - که مسئوولیت خطیر است. - کشانده نشود.»
نگارنده گوید: «شهرت علمی ایشان در آن عصر در اشتهارد، آن چنان فراگیر شده بود که جمعی از اهالی محترم اشتهارد به طور مکرر، از ایشان خواستند که رساله خود را چاپ کند تا از او تقلید کنند، ایشان در پاسخ میفرمود: «رساله زیاد است، خیلیها رساله نوشتهاند.»
یکی از فرزندانش در این باره میگوید: «ایشان زاهد و وارسته بود و حاضر نشد نامش مشهور و معروف شود.»
- 3حوزه علمیه سامرّا در آن وقت که من بودم (سال 64و 65هجری قمری) حدود هزار نفر طلبه داشت. ما حدود سی نفر بودیم که در درس آقای میرزا حبیب الله اشتهاردی(ره) در مدرسه علمیّه میرزای شیرازی شرکت میکردیم. ایشان دوست داشت شاگردان در جلسه درس سکوت نکنند، بلکه به بحث و سؤال روی آورند و میفرمود: «مجلس اموات نیست، مجلس درس و بحث است.» چنان که خودش در جلسه درس اساتیدش مانند مرحوم آیت الله العظمی سید ابوالحسن اصفهانی(ره) علاوه بر طرح اشکال با استاد به مباحثه میپرداخت و تا قانع نمیشد، دست از سخن برنمی داشت. هدفش فهمیدن بود، نه نشستن و برخاستن بی محتوا.»(13)
شاگردان ممتاز میرزا حبیب الله عسکری اشتهاردی
تدریس در زندگی علمی آیت الله میرزا حبیب الله عسکری اشتهاردی از شاخصههای معروف و ممتاز او بود. او چه در حوزه علمیّه نجف اشرف و چه در حوزه علمیه سامرّا همواره به تربیت شاگرد و تدریس میپرداخت، از این رو به «مدرّس عسکری» معروف شد. تعداد شاگردانش در سامرّا به حدود سی نفر میرسید که برجستگان ایشان عبارتند از:
- 1آیت الله سید اسماعیل حسینی مرعشی: قبلا مقیم اهواز بود، و اکنون در تهران اقامت دارد.
- 2علامه سید مرتضی عسکری: (صاحب تألیفات ارزشمند و از نوابغ معاصر.) فقه استدلالی را در محضر درس آیت الله میرزا حبیب الله اشتهاردی خواند.
- 3عالم ربّانی، شیخ محمد مشهدی (بربری): دوره کامل فقه را نزد ایشان خواند و مرحوم آیت الله میرزا حبیب الله ارادت خاصی به او داشت.
- 4آیت الله سید عبدالرضا شهرستانی: صاحب شرح کفایة الاصول.
- 5مرحوم آیت الله سید علی شاهرودی: نخستین تقریرنویس درس خارج آیت الله العظمی خویی(ره) و پدر ریاست محترم قوّه قضائیه فعلی ایران، حضرت آیت الله سید محمود شاهرودی.
- 6آیت الله شیخ محمد علی اصطهباناتی: اکنون در تهران است و قبلاً در یکی از مساجد تهران اقامه جماعت میکرد.
- 7آیت الله العظمی سید شهاب الدین حسینی مرعشی نجفی(ره): مرجع تقلید.
اخیراً کتاب قطوری در شرح حال زندگانی حضرت آیت الله العظمی نجفی مرعشی (مرجع بزرگوار تقلید، که در هفتم صفر سال 1411ه. ق، مطابق با هفتم شهریور 1369ش، رحلت کرد.) به نام «شهاب شریعت» تألیف علی رفیعی چاپ شده است که در این کتاب ضمن شمارش اساتید درس سطح آیت الله نجفی مرعشی، مینویسد:
« - 48آیت الله میرزا حبیب الله اشتهاردی ( 1373 - 1310ه. ق) از علما و فقهای بزرگ مقیم سامرّا بود، که در اواخر عمر در قم اقامت داشتند، و در همانجا چهره در نقاب خاک کشید و در مقبره شیخان به خاک سپرده شد.»(14)
در مورد حضرت آیت الله علامه سید مرتضی عسکری (دام ظلّه)، یکی از آشنایان میگوید:
«ایشان بخشی از فقه استدلالی را در محضر درس آقا میرزا حبیب الله خواند و آقای شیخ محمد مشهدی (بربری) دوره کامل فقه را نزد ایشان تلمّذ کرد.»
از آنجا که گفتهاند: «ارنّ آثاَنا تَدُلُّ عَلَیْنا؛ همانا آثار ما نشانه ما هستند.» از وجود این شاگردان برجسته میتوان به عظمت استاد و مقامات علمی ایشان پی برد.
ملاقات علما با میرزا حبیب الله اشتهاردی در قم
یکی از نشانههای عظمت علمی ایشان این است که معمولاً در طول سال چند روزی از سامرّا به قم میآمد. در این موقع، بزرگان و علمای برجسته قم به دیدارش میشتافتند. یکی از علما میفرمود:
«ایشان به حجره ما وارد میشد، علمای برجسته مانند آیت الله العظمی مرعشی نجفی(ره) و... به دیدارش میآمدند.»
و عالمی دیگر میفرمود: «در یکی از سفرها به قم آمد و در یکی از مسافرخانهها سکونت کرد، من در محضرش حاضر بودم که حضرت آیت الله سید محمد تقی خوانساری (وفات یافته سال 1371ه. ق) و حضرت آیت الله سید صدر الدین صدر (وفات یافته 1373ه. ق) که از مراجع تقلید آن روز بودند، به دیدارش آمدند. در آن جلسه یک مسأله فرعی فقهی عنوان شد و با هم به بحث پرداختند و آقای میرزا حبیب الله تا آخر بحث با کمال تسلط بر مطالب فقهی، از نظریه خود دفاع کرد.»
در این میان، مرجع کل، حضرت آیت الله العظمی بروجردی(ره) نیز میرزا را کاملاً میشناخت و عنایت خاصی به ایشان داشت. یک بار که میرزا حبیب الله به قم آمده بود، آیت الله العظمی بروجردی(ره) پس از چند روزی، از ورود ایشان به قم اطلاع یافت، از روی اعتراض فرمود: «چرا به من خبر ندادید تا به ملاقاتش بروم؟!»
یکی از اساتید میفرمود:
«آقا میرزا حبیب الله در آن وقت به بنده اصرار میکرد که تو را به نجف اشرف میبرم تا نزد اساتید برجسته تحصیل بکنی، ولی وقتی چند روزی در قم به درس حضرت آیت الله العظمی بروجردی(ره) آمد، از پیشنهاد خود منصرف شد و فرمود: «همین جا بمان و از درس آقای بروجردی بهرهمند شو، که بسیار ملّا است. با بودن ایشان دیگر لزومی ندارد به نجف اشرف بیایی.»
و میفرمود: «بعد از رحلت آیت الله العظمی سید ابوالحسن اصفهانی آقای میرزا حبیب الله برای آقای بروجردی نامهای نوشت و از ایشان درخواست کرد که به نجف اشرف بازگردد و در آنجا به جای مرحوم آیت الله اصفهانی بنشیند چرا که سکونت آیت الله بروجردی؛ در شرایط آن عصر، در نجف اشرف از جهتی ضروری بود، تا انگلیسیهای استعمارگر، همان گونه که از آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی میترسیدند و طمع خود را نسبت به عراق کم میکردند، با بودن آقای بروجردی نیز چنین فضایی حاکم باشد اما از طرف دیگر وجود آیت الله العظمی بروجردی(ره) در قم از جهات مختلف بسیار ضروریتر بود، به این خاطر علمای بزرگ و مرحوم شیخ محمد تقی اشراقی (واعظ معروف) و دیگر آقای بروجردی را از رفتن به نجف اشرف باز داشتند.»(15)
به هر روی، هر یک از این امور نشانه دقت نظر و دلسوزی و درایت آقا میرزا حبیب الله عسکری اشتهاردی بود که به وسیله مراوده با بزرگان فقه و فقاهت و تبادل نظر، برای اصلاح امور و حوزهها در تلاش بود و از کنار مسایل مهم نه تنها بی تفاوت عبور نمیکرد، بلکه با احساس مسئوولیت در حد توان برای رفع مشکلات میکوشید.
داماد آیت الله حاج میرزا محمد عسکری تهرانی
آیت الله میرزا حبیب الله عسکری اشتهاردی وقتی وارد سامرّا شد، سی سال داشت، با این حال هنوز مجرّد بود. در آن وقت یکی از علمای برجسته، آیت الله میرزا محمد عسکری تهرانی (1371 - 1281) به عنوان یکی از مدرّسان عالی مقام در سامرّا سکونت داشت. این شخصیت بزرگوار از شاگردان آیت الله العظمی سید محمد حسن شیرازی (میرزای بزرگ) و آیت الله العظمی شیخ محمد تقی شیرازی (میرزای کوچک) بود و خود نیز از مدرّسان والامقام به شمار میآمد. از ویژگیهای ایشان این بود که تربیت شده میرزای بزرگ بود. پس از وفات آقا رجبعلی تهرانی، پدر آیت الله میرزا محمد تهرانی(ره) مادرش که بانوی دانشمند و در حسابرسی امور بسیار آگاه و کاردان و امین بود، عهده دار بخشی از امور دفتر وجوهات میرزای بزرگ(ره) شد و سرانجام میرزای بزرگ با او ازدواج کرد. به این ترتیب آقا میرزا محمد تهرانی که در آن وقت کودک بود، تحت سرپرستی میرزای بزرگ و جزو تربیت شدگان و شاگردان میرزای بزرگ شد.
آیت الله میرزا محمد تهرانی با خانم علویهای به نام سیده عالیه که دختر یکی از علمای آن عصر به نام سید زین العابدین بود، ازدواج کرد و از او صاحب پنج دختر و سه پسر به نامهای: میرزا نجم الدین شریف عسکری، میرزا ابوالحسن و میرزا مهدی شد که دو نفر اول، از علما و دانشمندان بودند و هر سه وفات یافتهاند.(16)
قابل توجه اینکه اولین داماد آیت الله میرزا محمد تهرانی، یعنی آیت الله سید محمد عسکری سامرّایی از دنیا رفت. پس از مدتی همسر او که طاهره نام داشت و مادر علّامه سید مرتضی عسکری بود، با میرزا حبیب الله عسکری اشتهاردی ازدواج کرد. در آن وقت علامه سید مرتضی عسکری کودک بود و تحت کفالت حضرت آیت الله میرزا حبیب الله اشتهاردی بزرگ شد، بنابراین علّامه عسکری هم تربیت شده آقا میرزا حبیب الله بود و هم شاگرد او و آقا میرزا حبیب الله تنها تا آخر عمر با یک زن بیوه ازدواج کرد.
آیت الله میرزا محمد تهرانی(ره) که تولیت و سرپرستی حرمین عسکریین(ع) را بر عهده داشت، از علمای ربّانی و استاد علم و رجال و حدیث بود و بیشتر به پژوهش و تحقیقات علمی و روایی و تألیفات اشتغال داشت.
صاحب کتاب «رجال الفکر و الادب» در شرح حال میرزا نجم الدین شریف عسکری فرزند آیت الله میرزا محمد تهرانی، ذکری از پدرش (آیت الله میرزا محمد تهرانی) به میان میآورد و مینویسد:
«او از حسنات روزگار و فرزانگان ممتاز معاصر، استاد فقه و حدیث و رادمرد علم و دین بود. تألیفات فراوان داشت و در تصنیف و تألیف زحمات طاقت فرسا کشید. برای ما همین مقدار کافی است که او کتاب «مستدرک البحار» را در 25جلد نوشت.»(17)
او در یک ناحیه رواق حرمین مطهر امامین؛ حضرت امام هادی(ع)و امام حسن عسکری(ع)اقامه نماز جماعت میکرد، و در رواق ناحیه دیگر دامادش آیت الله میرزا حبیب الله اشتهاردی نماز جماعت میخواند. و در اواخر در ایوان و حرم مطهّر عسکریین(ع) اقامه جماعت مینمود.
نیز از گفتنیها این که: از طرف کنسول ایران به ایرانیان مقیم سامرّا اعلام شد که باید شناسنامه و دارای نام خانوادگی باشند. آقای میرزا محمد تهرانی و دامادهایش تصمیم گرفتند که آقای میرزا محمد تهرانی، به میرزا محمد شریف عسکری و آقای شیخ ذبیح الله محلاتی، به شیخ ذبیح الله مشتاق عسکری و آقای میرزا حبیب الله اشتهاردی، به میرزا حبیب الله مدرّس عسکری نامیده شود و به این ترتیب آنها افتخار نسبت خود را به امامین عسکریین(ع) آشکار کردند.(18)
فرزندان آیت الله میرزا حبیب الله عسکری اشتهاردی
به هر حال آیت الله حاج میرزا محمد تهرانی - پدرزن آقای اشتهاردی - در سال 1371ه .ق، در 91سالگی در سامرّا از دنیا رفت؛ مرقد شریفش در یکی از رواقهای حرمین مقدس امام هادی(ع)و امام حسن عسکری(ع)واقع است.
آری، مرحوم آیت الله میرزا حبیب الله اشتهاردی(ره) با چنین بیت ارجمندی وصلت کرد و همواره با بزرگان علم و فقاهت مأنوس بود و در فضای معطر علم و عمل و سیر و سلوک گام برمی داشت. میرزا سه پسر(19) و دو دختر داشت که غالباً از اهل علم اند، جالب اینکه دخترانش مرحومه حوراء عسکری و خانم عفّت الشریعه عسکری هر دو دارای تحصیلات عالیه هستند و دروس حوزوی را تا حدود مکاسب خواندهاند. آن دو در حوزه درس دانشمند گرانمایه بنت الهدی خواهر شهیده آیت الله العظمی شهید سید محمد باقر صدر(ره) شرکت کردهاند و درس میخواندند. مرحومه حوراء عسکری که سال گذشته دار فانی را وداع کرد، در تهران شاگردان بسیار داشت. دهها و صدها نفر از بانوان در محضر او حافظ یا قاری قرآن گشتند و از تفاسیر قرآن و از وعظ و ارشاد او بهرهمند شدند. دختر دیگرش خانم عفّت الشریعه نیز هم اکنون همین برنامه را در وعظ و ارشاد بانوان و تشکیل جلسات مذهبی و آموزنده برای آنها دارد و این نیز از آثار عالم ربانی مرحوم آیت الله میرزا حبیب الله عسکری اشتهاردی(ره) است، که از نسل او فرزندان برومندی که مفید به حال جامعه باشند و منشأ آثار و برکات معنوی شوند، وجود داشته و دارند.
میرزا حبیب الله اشتهاردی بر کرسی خطابه و وعظ و اشاد
میرزا حبیب الله گرچه از مجتهدین و مدرسین والامقام بود، ولی از آن جا که فرمودهاند: «زکاة العلم نشره؛ زکات علم، نشر آن است.» در سالهای آخر چند سال به دعوت اهالی محترم اشتهارد، در ماه رمضان به اشتهارد میآمد و در مسجد خیابان به اقامه جماعت و به وعظ و ارشاد میپرداخت. جمعیت بسیاری پای منبر او اجتماع میکردند و او در بیان مطالب، نطق گویا و شیوا داشت؛ به گونهای روان سخن میگفت که همگان میفهمیدند. همین ارشادهای او تحوّلی عمیق در اهل علم و عوام ایجاد کرد، یکی از پیرمردهای اشتهارد که شخصی متعهد و از پاکان است، از تأثیر نفس و بیان شیوا و از دل برخاسته مرحوم آیت الله آقا میرزا حبیب الله(ره) سخن میگفت و مکرر اظهار میکرد: «بیانات او در من تحوّل عمیق و اساسی پدید آورد و مرا ساخت؛ آنچه دارم، از او دارم.»
افراد متعدد دیگر میگفتند: وقتی مرحوم آیت الله میرزا حبیب الله اشتهاردی در ماه مبارک رمضان، در مسجد جامع قاضیان (که در وسط شهر اشتهارد قرار گرفته) منبر میرفت، از همه محلهها میآمدند و مسجد پر میشد، با این که سخنرانی او طولانی بود، همه از خاص و عام تا آخر با شوق و ذوق مینشستند و از بیانات او بهرهمند میشدند.
پیر مرد دیگری که هم اکنون در قید حیات است و در پای منبر ایشان، تحت تأثیر عمیق قرار گرفته، میگفت:
«ایشان تأثیر نفس عجیبی داشت. مطالب را خیلی عالی به صورت روان و همه فهم، حلّاجی میکرد، مثلاً راجع به جنگ خندق و فداکاریهای عظیم حضرت علی(ع)در آن جنگ، به گونهای سخن میگفت، که گویی ما را کنار خندق برده و به تماشای صحنه عظیم جنگ واداشته است. گفتار دلنشین او هنوز در جای جای قلبم قرار گرفته و منبع فیض برای ارشاد دائمی من شده است. او در وعظ و ارشاد اعجوبه بود، هر چه صحبت میکرد، نه تنها خسته نمیشدیم، بلکه بر نشاط و شوق و ذوق ما میافزود.»
این مطلب راطلاب و فضلا نیز میگفتند.
به هر حال مردم اشتهارد تجلیل و احترام شایانی هنگام استقبال و بدرقه آیت الله میرزا حبیب الله عسکری اشتهاردی میکردند. آنها به صورت دستهها. تا چند کیلومتری برای استقبال یا بدرقه او میآمدند و با این که حدود 48سال از آن وقتها گذشته است، هنوز از او به بزرگی یاد میشود و مردم برایش طلب مغفرت و افزایش درجات میکنند.
اعتبار و مقبولیّت او
مرحوم آیت الله میرزا حبیب الله اشتهاردی(ره) وقتی که برای وعظ و ارشاد به اشتهارد میآمد، در آن جا از اعتبار و شخصیت بالایی برخوردار بود. همه او را از جهت علم و تقوا قبول داشتند و حکم یا فتوا یا نظریهاش را به عنوان یک حجّت کامل شرعی میپذیرفتند، مواردی را به عنوان نمونه تقدیم میکنیم:
- 1از یکی از اساتید و علمای آن عصر؛ مرحوم حجة الاسلام و المسلمین حاج شیخ یحیی تقوی (طاب ثراه) مسألهای پرسیده بودند، او در ضمن نامهای آن مسأله را از آیت الله میرزا حبیب الله اشتهاردی پرسید. ایشان پاسخ آن را در ذیل نامه با ذکر دلایل فقهی مرقوم فرمود، وقتی که نامه به دست آن استاد برجسته رسید،(20) آن را به عنوان پاسخ یک مجتهد صاحب فتوا تحسین کرد و پذیرفت.
- 2شب عید فطر هنوز ثابت نشده بود و علما و معتمدین محل در یکی از مساجد اشتهارد در محضر ایشان اجتماع کرده بودند. دو نفر وارد شدند و ادعا کردند که ماه را دیدهاند. آیت الله میرزا حبیب الله اشتهاردی، از آنها به طور جداگانه در مورد چگونگی رؤیت ماه سؤال کرد. پس از گفتگو با آن دو نفر - با این که آنها از افراد عادی بودند. - برایش ثابت شد و به حاضران فرمود: «من فردا روزه خود را افطار میکنم و روزه نمیگیرم.»
همه حاضران و علمای محل این سخن را از او پذیرفتند و فردا را عید اعلام کردند.
- 3وقتی که ایشان در اشتهارد بود، اگر مسألهای یا شبههای یا قضاوت در مرافعهای پیش میآمد، همه میگفتند: تا ایشان در اینجاست هر چه فرمود، حجت شرعی و مورد قبول است و نیاز به ارجاع به سایر جاها نیست. مردم نیز میپذیرفتند و هر چه او میفرمود، قبول میکردند.
- 4در یکی از مجالس، جمعی از معتمدین و افراد باسواد در محضر آیت الله میرزا حبیب الله اشتهاردی(ره) بودند. یکی از افراد باسواد که اعتبار محلی داشت، از ایشان چنین سؤال کرد: «آیا این که شما در مورد ثواب گریه کردن برای مصائب اباعبدالله الحسین(ع)میگویید؛ «هر کس گریه کند یا بگریاند یا خود را به گریه زند، اهل بهشت است.» درست است؟(21)
چگونه ما که گنهکار هستیم با گریه کردن برای مصائب امام حسین(ع)به بهشت میرویم؟ چنین چیزی با عقل سازگار نیست، مگر این که با شرایطی باشد.»
آیت الله میرزا حبیب الله اشتهاردی راست نشست و به طور جدّی فرمود: «تو برای امام حسین(ع)گریه کن و این خصلت را نگهدار، من برای تو ضامن بهشت میشودم.» سپس به این مضمون توضیح داد: «کسی که قلباً مصائب امام حسین(ع)را تصوّر کند، دلش میسوزد و میشکند و رابطه معنوی با آن حضرت و خاندان رسالت پیدا میکند، سپس اشک میریزد و همین رابطه موجب توفیق و تقویت ایمان او میگردد. و این توفیق، کلید در بهشت است... چه مانعی دارد که خداوند به برکت وجود امام حسین(ع) ( ایثار گر بزرگ راه خدا) چنان موقعیتی را به گریه کننده مصائب امام حسین(ع)عنایت فرماید و همین موجب شفاعت آن حضرت شود؟! انسان وقتی که بر اثر ارتباط با خاندان رسالت(ع) در راه آنها گام برداشت، گرچه لغزش هایی در او پدید آمده باشد، شفاعت دست او را میگیرد و موجب نجات او میشد.»(22)
این پاسخ مورد تحسین و پذیرش حاضران گردید و آن را قانع کننده یافتند.
ویژگیهای اخلاقی و معنوی
مرحوم آیت الله میرزا حبیب الله عسکری اشتهاردی(ره) از ویژگیهای اخلاقی آموزندهای برخوردار بود؛ برای بهرهگیری از آن ویژگیها به چند نمونه اشاره میکنیم:
× عبادت و بندگی
بندگی خالصانه سنگ زیرین رشد و ترقّی معنوی و پیمودن مدارج کمال است. آقا میرزا حبیب الله اشتهاردی در این راستا، خود ساخته و ممتاز بود. دخترش نقل میکند: «تا آن جا که به یاد دارم، پدرم همیشه یک ساعت و نیم قبل از اذان صبح از بستر برمی خاست، نماز شبش ترک نمیشد و آوای دل نواز و گریهاش در نیمههای شب در حال عبادت به گوش میرسید. با تلاوت قرآن و دعا و مناجات، بسیار مأنوس بود.» او در عبادت خدا، تواضع و ادب مخصوصی داشت، مصداق این سخن حضرت زهرا؛ 3بود که به خدا عرض میکرد:
«اَللّهمّ ذَلِّل نفسی فی نفسی، و عَظِّم شأنک فی نفسی.»
«خدایا! خودم را نزد خودم کوچک کن و مقام خودت را نزد من بزرگ نمای.»(23)
نماز اول وقت و نماز با جماعت را هیچ گاه ترک نمیکرد. یکی از مؤمنان باصفا میگوید:
«شبهای جمعه در قنوت نماز، دعای «یا دائم الفضل علی البریّة...» را با حال عارفانه و مخلصانه ویژهای میخواند و با این که بیش از پنجاه سال از آن وقت گذشته است، حالت معنوی و ملکوتی او را هنگام خواندن این دعا فراموش نمیکنم. نشانههای روح تعبّد و وظیفهشناسی و احساس مسؤولیت از گفتار و رفتارش آشکارا دیده میشد. از این رو تأثیر نفس مخصوصی داشت، چرا که وقتی سخن از دل برآید، بر دل مینشیند.»
یکی از اهالی اشتهارد میگفت: «روزی در ماه رمضان از بازار عبور میکرد، صدای قرآن از رادیو شنیده شد، ایشان به احترام قرآن توقف کرد و آیات قرآن را استماع کرد، سپس از آن جا گذشت، چرا که قرآن میفرماید:
(و اذا قریء القرآن فاستمعوا له و انصتوا لعلّکم ترحمون)؛ هنگامی که قرآن خوانده میشود، گوش فرا دهید و خاموش باشید، شاید مشمول رحمت خدا شدید.»(24)
× شیفته ولایت و عاشق خاندان رسالت
او شیفته و شیدای ولایت بود و رابطهای عارفانه با آنان داشت. در نجف اشرف و سامرّا همواره با حرم مطهر امیر مؤمنان علی(ع)و امامین عسکریین(ع) انس و الفت مخصوصی داشت. وقتی که به سامرّا آمد، نظر به این که اکثر ساکنان آن جا از اهل تسنن بودند، در اذان جمله «اشهد انّ علیّاً ولیّ الله» گفته نمیشد، تلاش ایشان و همفکران و شاگردانش باعث شد که در گلدستههای حرم، در اذان آوای نشاطانگیز «اشهد انّ علیّاً ولیّ الله» بلند شود، ایشان میفرمود: «خیلی خوشحالم که این آوا و نوا در این مرکز برای همیشه بلند شده و به سمع مردم میرسد.»
او در رواق حرمین عسکریین(ع) در سامرّا اقامه جماعت میکرد، همیشه شب و روز در کنار مرقد دو امام معصوم(ع)، از انوار ولایت مستفیض میشد، و همواره سلامها و درودهای خالصانه خود را نزدیک به روان پاک امامان(ع) و بستگان امامان(ع) نثار میکرد و با بوسیدن ضریح منوّر آنها، از نسیم معطر و دلانگیز ولایت و امامت، شاداب میشد.
فرزندش مرحوم میرزا علی عسکری(ره) نقل میکرد:
«در سامرّا معروف بود که پدرم چهل شب کنار شطّ سامرّا میرفت و در آن جا غسل کرده و قبل از اذان صبح به حرم مطهر امامین عسکریین(ع) میآمد و به عبادت و مناجات میپرداخت، تا شب چهلم شد، پدرم فرمود: درکنار ضریح مشغول نماز بودم، ناگاه دیدم سیّد جلیل القدر و شکوهمندی بدون اذن دخول، وارد حرم شد. حواسم بود که نکند امام زمان(عج) باشد، نگاهی به من کرد و رفت. سیّد ارجمند پس زا زیارت، از حرم خارج شد و من که محو جمال و کمال آن سیّد نورانی شده بودم، پس از نماز با شتاب از حرم بیرون آمدم تا دامن او را بگیرم، ولی دیگر او را ندیدم، از خدمه حرم و کفش دارها پرسیدم، آنها گفتند: «ما آمدن و بازگشت چنین سیّدی را در این جا ندیدم.»
از یکی از شاگردانش نقل شده است که میگفت:
«او بسیار به سادات احترام میکرد، روز غدیر در سامرّا او را دیدم که در کنار در خانهاش با کمال تواضع نشسته است و به افرادی که وارد میشدند، خوش آمد میگوید. او برای همه بر میخاست و دیدم که دست سادات را میبوسید، با این که بعضی از آن سادات، از نظر سن، کوچکتر از او بودند و میفرمود: «من با این بوسه، دست حضرت علی(ع)را بوسیدم.»
آیت الله کاشانی میفرمود:» یکی از روزها همه شاگردان آمده بودند ولی ایشان دیر آمد. مرحوم آیت الله سید علی شاهرودی - یکی از شاگردان میرزا - از او پرسید: «چرا دیر آمدید، آیا پیش آمدی شده بود؟» آیت الله میرزا حبیب الله در پاسخ فرمود: «امروز برای زیارت به حرم رفتم به عللی تأخیر افتاد، لذا دیر شد و معذرت میخواهم.» بعد یکی از حاضران گفت: «ایشان (آقا میرزا حبیب الله اشتهاردی) خود را ملتزم کرده که هر روز به حرم امامین عسکریین(ع) مشرف شود و در آنجا زیارت جامعه بخواند.»
آری، کسی که هر روز در کنار حرم دو امام معصوم(ع) زیارت جامعه با آن محتوای عالی )مضامین این زیارت در راستای ولایت است.( بخواند، روشن است که شیفته و شیدای ولایت خواهد شد.
× تواضع و ساده زیستی
یکی از خصال بزرگ و ارزشمند، پارسایی و دلبستگی به خدا، تواضع در برابر حق و تواضع در برابر بندگان خدا است. انسان پارسا به طور طبیعی، متواضع نیز خواهد بود، چرا که عامل اصلی ترک تواضع، غرور و تکبر است و زهد و پارسایی موجب برطرف شدن غرور شده است و باعث تواضع و ساده زیستی خواهد شد.
یکی دیگر از ویژگیهای آیت الله میرزا حبیب الله اشتهاردی(ره) زهد و قناعت بود. ساده زیست و از زرق و برق دنیا دوری میکرد. وقتی که در قم از دنیا رفت، هنوز خانهاش استیجاری بود. در خانه آنقدر تواضع داشت که به قول خودش:
«او به همسرش هرگز دستور نمیداد و هرگز موجب تحقیر همسرش نشد. بسیاری از اوقات خود غذا درست میکرد و در کارهای خانه به همسرش کمک میکرد و خوش اخلاق بود.»
یکی از شاگردانش میگوید:
«نشانه تواضع از رفتار و گفتار او، بسیار آشکار بود. وقتی وارد خانه او میشدی، به احترام کوچکترین افراد به قامت بلند میشد و با چهرهای شاداب از او استقبال میکرد. هنگام عبور، بسیار متواضعانه راه میرفت، و در سلام کردن پیش قدم میشد.»
وی در ادامه میگوید:
«از تواضع او این که در اولین ماه رمضانی که برای وعظ و ارشاد به اشتهارد آمد، دعوت افراد را برای افطار میپذیرفت، ولی در سال دوم دعوت هیچ کس را نپذیرفت، وقتی از علت پرسیدند، گفت: «بسیاری علاقه دارند مرا دعوت کنند، ولی چون فقیرند یا امکاناتشان کم است، نمیتوانند دعوت کنند و شرمنده میشوند یا به زحمت میافتند. من برای این که آنها شرمنده نشوند و به زحمت نیفتند، دعوت هیچ کس را نمیپذیرم.»
«خانه و وضع خانه او بسیار ساده بود. روزی میهمانانی برای او وارد شدند، کوزه آبی زیبا و خوش رنگ در آنجا وجود داشت. بعضی از حاضران پرسیدند: این کوزه خوش رنگ را از کجا تهیه کردهاید؟ میرزا فرمود: «من هم نمیدانم، شاید از همسایهها گرفتهاند.» بعد معلوم شد آن را از همسایهها عاریه گرفتهاند.» و این نمونه دیگری از زهد او بود، چرا که وسائل خانهاش نیز عاری از تجمّلات و امور زینتی بود.
در سامرّا با این که امام جماعت رسمی حرم عسکریین(ع) و از علمای سرشناس بود، در خانه خشت و گلی میزیست. کارهای خانه را به ویژه در مورد میهمانان خود انجام میداد و بسیار میهمان نواز بود. با همشهریانش که از اشتهارد به زیارت وی میآمدند، با تواضع مهرانگیز مهمان نوازی میکرد. میرزا همواره با قناعت میزیست و این خصلت سازنده را هرگز از خود دور نکرد.
ساده زیستی از وقار و شخصیتش نمیکاست، بلکه بیانگر روح زهد و پارسایی وی بود، در عین حال بسیار باوقار و متین بود. با افراد برخوردی ملّا گونه داشت نه برخورد فقیرانه (به سبک امروز)، از این رو در مسایل برخوردی واقع بینانه و جدی داشت، حتی در امور جزئی، از مسامحه و سطحی نگری پرهیز میکرد.
× صبور و شکرگزار
او انسانی صبور و مقاوم بود، در برابر رنجها و حوادث تلخ، صبر و استقامت در سطح عالی داشت، مشکلات را در پرتو صبر و حوصله و مقاومت، با سرپنجه تدبیر حل میکرد. یکی از همسرانش به نام آقا مجتبی - که در نماز جماعت با صدای زیبا و شیوایش تکبیر میگفت و مُکبِّر نماز جماعت پدر میشد .- در نوجوانی بر اثر تصادف با ماشین در شهر سامرّا، در آستانه مرگ قرار گرفت، او را در حالی که در حال جان دادن بود، به خانه آوردند. آیت الله میرزا حبیب الله اشتهاردی(ره) در برابر این حادثه جانسوز صبر عجیبی نشان داد و در حالی که همه حاضران با جیغ و فریاد گریه میکردند، مثل کوه استوار، صبر و مقاومت کرده و حاضران را به آرامش دعوت مینمود، حتی در این باره مورد اعتراض بعضی از حاضران قرار گرفت، ولی با آرامش میگفت: «تقدیرات الهی است، باید صبر کرد.» سرانجام پسر نوجوانش از دنیا رفت و او با کمال بردباری با آیه استرجاع (انّا للّه و انّا الیه راجعون) خاطر خود را تسلّی داد.
او در کنار صبر، به مقام عالی رضا به رضای خدا و شکر رسیده بود؛ به تعبیر یکی از علمای ربّانی:
«او دائم الشّکر بود، در روزهای آخر عمر وقتی به خدمتش رفتم، پاها و سرش به شدّت درد میکرد. پرسیدم: حالت چطور است؟ با چهرهای راضی و شاکر گفت: «الحمدللّه»
او تسلیم امر و تقدیرات الهی بود و به این درجه رسیده بود. آن چنان شاکر و سپاسگزار درگاه حق بود، که از ادای شکر الهی اظهار ناتوانی میکرد، او درد و بیماری را که از سوی خدا آمده، نعمت میدانست و در برابر این نعمت شکر میکرد.
× عزّت نفس و مناعت طبع
از حالات ممتاز ایشان این که از خصلت عزّت نفس و مناعت طبع در سطح عالی برخوردار بود. همان گونه که از تحقیر مؤمن، متنفّر بود، در مورد خود نیز هرگز حاضر نمیشد زیرا بار ذلّت برود و عزّت اسلامی خود را خدشه دار سازد. هر گاه میدید شخصی یا اشخاصی قصد تحقیر او را دارند و یا در مجلسی چنین جوّی وجود دارد، خود را از آن شخص یا اشخاص یا آن مجلس دور میکرد و با مناعت طبع خاصّی، عزّت خود را حفظ مینمود و از رفتن به بعضی از مجالس خودداری میکرد و میفرمود: «میترسم تحقیر شوم.» در این راستا مطالب گفتنی وناگفتنی نقل شده است، از گفتنیها
این بود که: در پرتو قناعت و پارسایی، مرعوب افراد ثروتمند، یا بعضی از افراد نامناسب نمیشد، و قداست شؤون روحانیت را در استقلال و آزاد اندیشی و توکّل و انقطاع الی الله میدانست و میگفت: «اِلهی هَبْ لی کَمالَ الْاِنْقِطاعِ اِلَیْک»؛ «خدایا! کمال دلبستگی به تو و بریدن از خلق را به من عنایت فرما.(25)
به گفته یکی از بستگانش: «همین مناعت طبع باعث شد از سامرّا به قم هجرت کند و تصمیم بگیرد در حوزه علمیه قم بماند.»
حکایت رحلت
ایشان در سفر آخر، به قم آمد و تصمیم گرفت در قم ساکن شود و در حوزه، علمیه قم به درس و بحث پردازد، خانهای در نزدیک خانه حضرت امام خمینی (ره) اجاره کرد. حدود شش ماه از سکونتش نگذشته بود که بیمار و بستری شد و تحت نظر مرحوم دکتر مدرّسی - دکتر مخصوص آیت الله العظمی بروجردی(ره) - به درمان پرداخت، ولی درمانها مؤثر واقع نشد و سرانجام در شب 24ربیع الثّانی سال 1373ه. ق، مطابق با اول آذر سال 1322ه. ش، دعوت حق را لبیّک گفت و به لقاء الله پیوست. تغمّده الله فی غُفرانه و اسکنه فی بُحبوحات جنانه.
به این ترتیب شاگردان، آشنایان، مردم فضل پرور اشتهارد را داغدار کرد و همگان را غمگین ساخت.
تشییع جنازه باشکوه با حضور آیت الله بروجردی
در قم جنازه مطهّر او را با تشییع بسیار عظیمی با حضور آیت الله العظمی بروجردی(ره) مشایعت کردند. حضرات آیات، امام خمینی، آیت الله العظمی گلپایگانی و علما و طلاب بی شماری در تشییع جنازه مطهر او شرکت داشتند و از مقام علم و تقوای آن رادمرد الهی تقدیر کردند. اما چون گمنام بود، مردم با دیدن آن تشییع وسیع از هم میپرسیدند:
این آقا کیست؟
آیت الله العظمی بروجردی(ره) خود بر جنازه او نماز خواند و تا نزدیک قبر (قبرستان شیخان قم) او را تشییع کرد و در سوگ او مجلس ترحیم بر پا ساخت. همچنین نقل میکنند، آیت الله العظمی بروجردی(ره) به احترام رحلت این عالم والامقام، سه روز درس خود را تعطیل کرد.
پس از رحلت آیت الله میرزا حبیب الله عسکری اشتهاردی، حضرت آیت الله العظمی بروجردی(ره) برای خانواده آن مرحوم چنین پیام داد: «شما در مورد خانه و مخارج زندگی نگران نباشید. خانه را برای شما خریداری میکنم...» ولی نظر به اینکه پسران آن مرحوم در سامرّا بودند، همسر ایشان در قم نماند و به سامرّا رفت.
مرقد مطهّر و نوشته روی سنگ قبر
مرقد مطهر ایشان در قبرستان شیخان قم، کنار دیوار شمالی، روبروی مقبره زکریا بن آدم(ره) با فاصله حدود سیزده متری، در روی زمین قرار گرفته است.
در روی سنگ قبر او چنین نوشته شده است:
«اَلنّاسُ مَوْتی وَ اَهْلُ الْعِلْمِ اَحْیاءٌ، مضجع منوّر مرحوم حجّة الاسلام، آیت الله عظمی، علّامه محقّق، فقیه نحریر، زاهد مجاهد، آقا میرزا حبیب الله اشتهاردی مدرس عسکری طاب ثراه، که کافّه عمر خود را در نجف اشرف و ناحیه مقدّسه سامرّا، به تربیت حوزه علمیه، و تدریس روحانیّین، به انجام رسانید، و اخیراً بر حسب تقدیر و قسمت، وفات ایشان در بلده طیّبه قم در 24ربیع الثانی 1373قمری، مصادف با اول ماه آذر سال 1332شمسی اتفاق افتاد. قُدّس سرّه و طابَ ثَراه.»
در سوگ این عالم ربّانی، مجالس عزاداری و مجالس بزرگداشت و ترحیم متعددی تشکیل شد، چند روز پیاپی مردم اشتهارد به عزاداری و سینه زنی پرداختند، نگارنده به یاد دارم که تابوت صوری را (به عنوان این که جنازه آقا میرزا حبیب الله اشتهاردی در آن است.) بر دوش گرفتند و جمعیت بسیاری به دنبال آن به صورت عزادار و سینه زنی حرکت میکردند، و در همه محلههای اشتهارد عبور کرده و فریاد میزدند:
رفت زدار فنا حجّت اسلام ما
مهدی صاحب زمان برس به فریاد ما
اینک که حدود 47سال از رحلت او میگذرد، هنوز ذکر خیر او در زبانها جاری است، به یاد او سوره فاتحه میخوانند و یادش را صمیمانه گرامی میدارند.
سلام و درود همه کرّوبیان و پیامبران و امامان(ع) و اولیاء خدا بر او باد که:
پاک زاد و پاک زیست و پاک مرد.
این وبلاگ به منظور آشنایی با شهر اشتهارد و همچنین اطلاع رسانی در مورد آن ایجاد گردیده است.